سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

416

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وكلام مخاطب بر كمال حسن حمل سلطان مردم را بر امتناع از حرام [ دلالت ] دارد كه اين معنا را به مثابه [ اى ] مستحسن وبهتر دانسته كه اظهار تحريم خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) متعتين را خلاف مصلحت وبىكار محض دانسته ، ونسبت نهى از آن به سلطان واظهار بودن آن حكم سلطان در كار دانسته ، ورعايت اين معنا را نكته لطيف ورشيق پنداشته ، به ايجاد آن - ولو تقليداً للكابلى - بر خود باليده ; پس در ميان مخاطب وكابلى واسلاف ( 1 ) ناانصاف أو تكاذب وتجاذب شنيع متحقق است كه ايشان محض احتمال ‹ 1502 › فعل واجب وترك حرام را به خوف امام ، شنيع وقبيح مىپندارند كه به سبب آن وجود أصل امام را مشتمل بر مفسده وخلاف لطف مىگردانند ، واينها نهايت حسن انزجار مردم به خوف امام [ را ] ثابت مىسازند ، وانزجار وامتناعشان را منحصر در خوف امام مىسازند . ولطيف تر آن است كه از “ حاشية “ كتاب مخاطب نيز تأييد اين تقرير پر تزوير اسلاف سنيه ظاهر مىشود ، مخاطب در باب امامت گفته : بلكه اگر به تأمل نظر كنيم معلوم توانيم كرد كه نصب امام از جانب خدا متضمن مفاسد بسيار است ; زيرا كه آراى عالميان مختلف وخواهش نفوس ايشان متفاوت ، پس در تعين شخصي بلكه اشخاصى چند براي تمام عالم در

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( واو ) آمده است .